داستان سکسی

جدیدترین داستان‌های سکسی ایرانی فقط در سایت داستان سکسی . انجمن سکسی و کمیک تصویری رو با هم می‌کنیم تو کون فرمانده جوری که داد بزنه یا مهدی کونم پاره شد ادرکنی و اینجوری با کون پاره شده بره انتقام حاج قاسم رو از در عقب بگیره. هی مادرجنده خامنه‌ای چطوری پسمانده؟ چلاق درمانده چجوری جق میزنی با دست چلاقت وامانده؟ میگن دیلدو تو کص مادرت جامانده

اهل حال

اول بگم من آرش ۲۷ سالمه بدن پر و تپلی دارم و عاشق اینم شبیه زنا باشم ارایش کنم لباس زنونه بپوشم. خب بریم سر خاطره ۴ ماه پیشم.من با اتوبوس داشتم میرفتم تهران وسط راه اتوبوس نگه داشت کلا تو اتوبوس ۱۰ نفر نبودیم.من اخر اتوبوس لم داده بودم وسطای راه که نگه داشت …

اهل حال ادامه »

خاله ریزه

سلام اسم من امیر و الان ۱۸ سالمه و این قضیه مال ۸ سال پیشه. من یه خاله دارم که اون موقع ۱۶ سالش بود و خیلی دوستش داشتم و خیلی با هم صمیمی بودیم چون اون زمان مامان و بابام صبح تا ساعت سه و نیم میرفتن سرکار من این مدت رو خونه مامان …

خاله ریزه ادامه »

چه میکنه این سامان

دوشنبه 9 خرداد دوستم سامان مسیج داد بهم که سه شنبه میام فوتبال ببینیم باهم. تنهایی فاز نمیده…!! منم چون میدونستم از کجا داره صحبت میکنه گفتم حتما بیا منم تدارکات میبینم با هم فوتبال ببینیم. راستش آشنایی من و سامان برمیگشت به زمانی که فیس بوک توی اوج شهرت و جایگاهش بود . من …

چه میکنه این سامان ادامه »

تلمبه‌های بی‌پایان

سلام شروین هستم اولین سکس واسه من تو سن 15 سالگی اتفاق افتاد،کلاس زبان میرفتم پیش یه خانوم حدودا 35 ساله، تقریبا هفته ای دو جلسه.معلم زبانم خیلی باهام خوب بود همیشه کلاس یک ساعته رو دوساعت طولش میداد و انواع پذیرایی رو از من میکرد، کلاس بیشتر جنبه فان و تفریح برام داشت،اوایل لباسی …

تلمبه‌های بی‌پایان ادامه »

کصی در لاپات

سلام من هادی هستم. خیلی خلاصه بخوام خودمو معرفی کنم، یه بدشانس تمام عیارم؛ چیزی که هم خودم قبولش دارم هم تقریباً همه‌ی اطرافیانم. البته هستن کسایی که اعتقاد دارن تو مسائل مختلف تقصیر خودت بوده نه شانس بد، ولی به نظرم این بی‌انصافیه. اولین بدشانسی من، هیکل بزرگم بود. مامانم میگه هر سنی که …

کصی در لاپات ادامه »

سطل آهنی

پدرم دستهء سطل آهنی را توي دستم گذاشت و گفت: برو به امان خدا. با همين شکمتو سير کن. مي دوني که چيز ديگه اي باقی نمونده. نُه سالت شده، روي پای خودت باش. بعد از چند ساعت سگ لرز زدن توي خيابان هاي خلوت، سطل آهنی که نمي دانستم چطور باید با آن شکمم …

سطل آهنی ادامه »

مرضیه کون داد

سلام من مرضیه هستم میخام‌براتون اولین سکسم بادوست پسرمو تعریف کنم و ذره ب ذرش واقعی هس و اتفاق افتاده بگم براتون که حدود 18سالم بود ک با پسر همسایمون دوست شدم و مدتی باهم رل بودیم و کم‌کم حرفامون ب سمت سکس کشیده شد و یه شب زمستون ک ساعت 12شب چت میکردیم گفت …

مرضیه کون داد ادامه »

حسن و حسین

سلام حسین هستم این قسمتی از زندگیه منه واقعیتی که ممکنه در زندگی خیلیا اتفاق بیفته. از همون سال اول یا دوم ابتدایی پسر همسایمون که از من بزرگتر بود هر وقت میرفتم خونشون به بهانه های مختلف منو می‌برد تو انباریشون و کونمو مالش میداد و شلوارم رو در می‌آورد و یه تف اساسی …

حسن و حسین ادامه »

زیرخواب

سامان تا وارد خونه شد گفت من امروز خیلی سرم شلوغ بوده عزیزم میشه برام یه حوله بزاری رو چوب لباسیِ نزدیک حموم… گفتم چشم و رفتم سمت کمد دیواری تا براش لباس زیر و حوله ببرم تمام اتفاقات روز رو توی اون چند ثانیه مرور کردم خیلی جلوی خودم رو گرفته بودم تا چیزی …

زیرخواب ادامه »