اهل حال

اول بگم من آرش ۲۷ سالمه بدن پر و تپلی دارم و عاشق اینم شبیه زنا باشم ارایش کنم لباس زنونه بپوشم. خب بریم سر خاطره ۴ ماه پیشم.من با اتوبوس داشتم میرفتم تهران وسط راه اتوبوس نگه داشت کلا تو اتوبوس ۱۰ نفر نبودیم.من اخر اتوبوس لم داده بودم وسطای راه که نگه داشت همه رفتیم پایین برا دستشویی من موندم اخر همه رفتم دستشویی درومدم دیدم اتوبوس رفته.از اونجایی که خلوت بود و تعدادمون کم بود متوجه نبود من نشده بودن.درکل جاموندم .بعد کلی قدم زدن از اینور به اونور ی کامیون از این اسکانیا سفیدا اومد وایساد بره چایی بگیره رفتم گفتم تهران میرین گفت اره از اتوبوس موندی جا گفتم اره گفت بیا ما میبریمت گفتم مگه چند نفرین گفت منو شاگردم تو برو رو تخت بخواب.گفتم باشه.ممنون.

 

رفتن چایی خوردن دستشویی رفتن اومدن من اول رفتم بعد شاگردش اومد بالا .من رفتم رو تختش دراز کشیدم کیفمم گذاشتم بین راننده و شاگرد .از تکون ماشین خوابم برد.راستی بگم چرا میخواستم برم تهران.با ی مرد ۵۰ ساله فاعل اشنا شدم قرار شد برم پیشش از اونجا باهم بریم شمال منم لباسامو کفش پاشنه بلندمو لوازم ارایشامو ریختم تو کیف. جونم براتون بگه خوابم برد نگو شاگرد فضولی کرده بود در کیف رو باز کرده بود و لباس و وسائلمو دیده بود و فهمیده بودن که من عادی نیستم.بعد ۱ ساعت بیدار شدم ساگرده ی چایی بهم داد گفتم ممنون اون در جوابم گفت بچسبه به اون رون قشنگت .من هیچی نگفتم بعد چند دقیقه راننده شروع کرد به حرف زدن از اینور از اونور داستان رو کشید به سکس و کیر و کص و اینجور چیزا .شاگرده گفت من عاشق پسرم از زن خوشم نمیاد از من پرسید شما چطور گفتم چی بگم برام فرق نداره.وقتی از خونه درومدم ی عکس ارایش شده خودمو گذاشتم پس زمینه گوشیم چون اشنا کسی نبود که ببینه . گوشیم پیام اومد اوردم بالا شاگرده عکس پس زمینه رو دید به راننده گفت محمداقا فکر کنم این بنده خدا اهل حال باشه ولی افتخار نمیده به راننده ها.راننده ادم باشخصیتی بود با اینکه قیافه خشنی داشت گفت اذیتش نکن.

 

راننده گفت از خودت بگو این شاگرد من فضولی کرده کیفتو دیده .اگر دوست داری بگو چی به چیه.منم دیدم همچی تابلوه گفتم بزار بگم دیگه ایناهم که اشنا نیستن.دیگه شروع کردم گفتم اره من ارشم زنونه پوشم ارایش میکنم عکسامو نشون دادم میدونستم اخرش به سکس ختم میشه گفتم پس بزار با نرمی وگرنه اینا میریختن رو سر من راحت میکردن و من صدامم نمیتونستم در بیارم.دیگه جریانو که گفتم راننده گفت پایه ای ی خورده عشق و حال کنیم اگرم نیستی راحت بگو اجباری نیست منم نگفتم نه گفتم اخه مگه اینجا میشه گفت چرا نمیشه زد کنار شاگردو فرستاد پشت فرمون خودش اومد عقب پیش من.گفت ی خورده ارایش میکنی گفتم زیاد نمیشه چون تاریکه ی خورده ارایش کردم گفت تو دراز بکش من دراز کشیدم لباسامو دراورد شروع کرد لیس زدن من همجامو خورد نوک سینه هام اومد سر دودولم اونم خورد من دیگه حالم خراب شد گفت بیا بشین رو پام رفتم نشستم رو پاش ی خورده کرم زدم که رو کیرش لیز بخورم خیییییییلی وارد بود به خودم اومدم دیدم کیرش نوکش تو سوراخمه نم نم و یواش یواش با حرف و لیس زدن و بوس زد رفت تو گفتم اخخخخخ واااای دیگه خودم میرفتم بالا پایین شاگرده برگشت گفت من دارم میمیرم بیام عقب راننده گفت برو تو فلان پارکینگ پارک کن بعد.

 

 

من همچنان داشتم میرفتم بالا میومدم پایین .پارکینگو دید رفت توش پارک کرد اونم اومد عقب راننده دراز کشید من نشستم رو کیرش شاگرد بدبختم با ی فلاکتی گذاشته بود دهنم.شاگرده عوضی خیلی کیرش گنده بود دراز و کلفت ی ۵ دقیقه کرد تو دراورد شاگرد رفت جاش من نشستم رو کیرش مگه میرفت تو دردی کشیدم که نگو هی میرفتم پایین ی خورده که درد نگیره یهو از شونه هام گرفت فشارم داد پایین تا ته رفت تو ی جیغی کشیدم راننده دعواش کرد گفت چته حیون بعد چند دقیقه برام عادی شد جا باز کرد سوراخم .شاگرد گفت روبه من شو خوابیدم رو سینش گذاشت تو گفت اوسا بکن توام گفت نه پاره میشه طفلی من گفتم بزار ببین میشه به ی زوری خودشو جا داد رو تخته کیرشو گذاشت کنار کیر اون فشار داد هی در میرفت تا اخر نوکش گیر کرد کم کم فشار داد اونم کرد تو وااااااااای چه حال خوبی بود احساس جندگی میکردم راننده گفت مال من داره میاد بریزم تو گفتم نه بریز تو گلوم کشید بیرون کرد تا ته حلقم اونجا ارضا شد باور کنید ی استکان اب داشت اب شاگرد نمیومد بعد چند دقیقه گفت دارم میاد دراورد کرد تو دهنم خالی کرد اب سفت سفت اونم نوش جون کردم . تموم شد لباسامونو پوشیدیم نشستیم تعریف .البته من درد داشتم . راننده شمارمو گرفت گفت هربار خواستی بری تهران من میبرمت با معرفت بود خودشو شاگردش ۵۰۰ بهم دادن الان میشه گفت تو این ف ماه تا الان ۵ بار رفتم تهران هربار هم با اون راننده کامیون .

 

 

نوشته: آرش

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *