چه میکنه این سامان

دوشنبه 9 خرداد دوستم سامان مسیج داد بهم که سه شنبه میام فوتبال ببینیم باهم. تنهایی فاز نمیده…!! منم چون میدونستم از کجا داره صحبت میکنه گفتم حتما بیا منم تدارکات میبینم با هم فوتبال ببینیم.

راستش آشنایی من و سامان برمیگشت به زمانی که فیس بوک توی اوج شهرت و جایگاهش بود . من با اکانت اصلی خودم زیر پستایی که سامان میزاشت کامنت نیزاشتم و قربون صدقه ش میرفتم و …بالاخره کار به آشنایی کشید و طرفای کوچه پستخانه قدیم تبریز با هم قرار گزاشتیم و آشناییمون گل کرد. اتفاقات بعد از اولین دیت رو توی یه داستان دیگه بتون میگم .فی الحال گوش کنین تا براتون بگم سه شنبه توی مکان، بین من و سامان چه اتفاقاتی افتاد 💦💦
عصر سه شنبه قرار بود من و سامان بشینیم فوتبال ببینیم مثلا💦. قبلا هم یه بار باهم فوتبال نشستیم ببینیم نتیجه بازی این شد که من یه بچه گزاشتم توی شیکم سامان😅
خلاصه عصر ساعت 5 و نیم اینا بود که سامان توی واتزاپ مسیج داد که بازی فوتبال لغو شده ولی من دارم میام تا با هم برگردیم !! من نوشیدنی و تنقلات هم خریدم آماده برای تماشای فوتبال💦💦

 

وقتی رسید پایین مجتمع مسج دادم که درب خونه رو بزگزاشتم بیا. رسید و اومد داخل و مثل همیشه خوش تیپ کرده بود و عطر و ادکلن و سکسی کرده بود خودشو. روبوسی کردیم و نشستیم و من قبلا جا پهن کرده بودم ازش معذرت خواستم گفتم ببخشید من وقت نکردم پتو و اینا رو جمع کنم و اونم گفت عب نداره راحتم و خوبه و رفتیم که رفتیم.
از همه جا و همه جی حرف زدیم.نوبت رسید به بازی و اینکه چرا لغو شده و اینا.من وسطای صحبت دراز میکشیدم و پاهامم بازمیکردم از هم و چون شلوار راحکی پوشیده بودم کیرم حسابی میزد بیرون و تماشا کردنش خودمو حشری میکرد چه رسد به سامان. !! داشتیم تخمه میشکوندیم .گفتم ساعت 7 و نیم شه پاشیم بریم. گفت باشه حالا وقت زیاده! سوپر داری یه باحالشو باز کن ببینیم !! یه هویی شنیدن این حرف غافلگیرم کرد و یه هیجان عجیبی بهم دست داد. بی درنگ گالریمو باز کردم و درحین کار دستمو کردم زیر شلوارمو و فتم سوپرای من استریت نیستن هاااا میدونی دیگه. بازکردن یه د نه باحالشو …گزاشتم رو کمر سامان و گفتم بزن ببینیم با هم. یه کمم بیا پهلوی من نزدیک تر عزیزم. سامان از اینکه من آماده جفت گیری بودم جا نخورد. چون برای جفت گیری با من اومده بود و سوراخش آماده پر شدن بود…
سوپر رو بازکردیم. دوتا پسر توی سونا خشک داشتن همو میخوردن و قرار شد یکی کونِ اون یکی دیگه بزاره. مرحله ساک بود و داشتن واسه هم ساک میزدن. مدستمو بی مروا دراز کردم طرف کیر سامان و مالیدم یه کم کیرشو . سامان گفت: خوابیده !

 

اینو ک شنیدم هردوتا دستمو بردم طرف زیپ شلوار سامان و گفتم: درش بیار ببینمش. سامان سریع زیپ شلوارشو کشید پایین و دید باید کنربند رو هم بازکنه فوری کمر رو هم باز کرد و کیر هیولایی سامان افتاد روی شیکم سامان. ینی من تا امروز کلفت ترین و وحشتناک ترین کیری که دست زدم همین کیر سامان بود.
فکرشو بکن یه پسر فیتنس استایل با پوزیشنvbو کیر کلفت و هیولایی !!! داری میکنیش و کیر هیولایی و لفت و عظیمش جولو چشات داره میرقصه!! من که خیلی خیلی حشری میشم اصلا با دیدن این صحنه. کلا یکی از فانتزی های سکسی من، آنال سکس با یه مفعول کیر کلفت و کیر گنده س!!
خلاصه. یه کم که با کیرش بازی کردم سیخ شد حسابی. آب از لب و لوچه کیرش جاری شده بود . در همین حین که داشتم با کیرش ور میرفتم تا حشری شه، اون یکی دستم انداختم لای پاهاش. یه اوووف گفت و پاهاشو داد باشلا. گفت :موهاشو نزدم منم گفتم عب نداره من و تو با هم این حرفا رو نداریم. من بت حس دارم اساسی و موهات برام مهم نیست.
ینی اولین روزی که با سامان آشنا شدم، آرزوم بود که باهاش سکس بکنم و چیز دیگه ای مانعم نمیتونست بشه. پرزهای روی کونش که سهل بود کل بدنش مو داشت اما چون خوشگل بود من اصلا اهمیت نمیدادم.
انگشت اشاره رو بردم طرف سوراخ کونش و کردمش تو سوراخ. قشنگ دگمه شو زدم تا وا کنه لامصبو تا من بکنمش.
همزمان اونم با کیر من داشت ور میرفت. چشمتون روز بد نبینه، آب از لب و لوچه کیرم حسابی داشت میریخت. گشنه ش شده بود حسابی . حارِ کونِ سامان شده بود. سرشو برم طرف کیرمو بش گفتم بخورش قشنگ خیسش کن آماده ش کن واسه کونت. ساک زدن سامان خیلی حرفه ای و پر تف بود. حسابی سیخ کرده بودم و کیرم میتونست با سرعت 3 ماخ دیوار صوتی رو سوراخ بکنه ینی😅😅

یه کم بازی بازیش ک دادم،شلوارشو تا زیر زانوهاش داد پایین ، کون خوشفرمش رو داد طرف کیرم و رمز عملیات رو به زبون اورد “منو بکن”.

 

 

از خدا خواسته، وقتی گفت منو بکن ، درنگ نکردم. ینی منتظر اون لحظه بودم. کیرمو تو همون پوزیشن گزاشتم لل سوراخش، دو سه بار سرشو کردم دراوردم که راحت بره توش، اما گفت : خیسش کن . من یه تف اساسی و مجلسی زدم سره کیرم و اندام کیرمم خیسوندم و گزاشتم لب سوراخ و با یه دونه هُل دادن،کیرم تا دسته رفت توی کون سامان. اوووووف چه لحظات لذت بخشی بود. تَکرار جاودانه های من و سامان . یه کم تلمبه زدم. بعد دستامو از طرفین بردم بغلش کردم تلمبه زدم. بعدش کیرشو توی دستام گرفتم و تلمبه زدم براش. در حین سکس بودیم و من داشتم توی فضا سیر میکردم که سامان گفت میخواد سیگار روشن کنه. کشیدن سیگار براش در حین کون دادن یکی از لذت بخش ترین ارای عمرش بود. سیگارشو روشن کرد و من رفتم تو نخ کونش.
چنتا پوزیشن باهم کار کردیم. بعد سامان به حالت دمر طاق باز خوابید. من رفتم لای پاهاش. کیرمو کردم تا خایه هام توی کونش. سامان قرمز شده بود بدنش و داشت نفس نفس میزد. و با یر سیخ شده و کلفتش داشت جق میزد که آبش اومد و پاشید روی شیکمش.
من با دیدن این صحنه حسابی حشری شدم و لذت کون گزاشتن در من صد باربر شد و آماده شدم برای انزال. بش گفتم آبم داره میاد. کونتو پر کنم یا بریزمش بیرون. ک گفت پرش کن. منم تا جایی که زور داشتم آبمو ریختم توی کونش .حسابی عرق کرده بودیم هردومون. همونجوری یکی دو دیقه خوابیدیم بعد دوتایی رفتیم یه دوش گرفتیم و وسایل رو جمع کردیم. بازی فوتبالی که لغو شد و کونی که پر از آب شد !!!

 

 

نوشته: شاهین

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *