لای سینه های زنم

قلبم داشت به شدت میزد و شهوت همه وجودم را گرفته بود. بالاخره بعد از مدت ها صحبت از فانتزیه سکسِ زنم با یک مرد دیگه، حالا جرات انجامش را پیدا کرده بودیم. دائم به گوشی موبایلم نگاه میکردم تا ببینم پیامی از شیدا دریافت کردم یا نه؟ جرات تلفن کردن نداشتم نمیخواستم خودم را …

لای سینه های زنم ادامه »