کیر

لای سینه های زنم

قلبم داشت به شدت میزد و شهوت همه وجودم را گرفته بود. بالاخره بعد از مدت ها صحبت از فانتزیه سکسِ زنم با یک مرد دیگه، حالا جرات انجامش را پیدا کرده بودیم. دائم به گوشی موبایلم نگاه میکردم تا ببینم پیامی از شیدا دریافت کردم یا نه؟ جرات تلفن کردن نداشتم نمیخواستم خودم را …

لای سینه های زنم ادامه »

میدونم که باید کونی باشم

سلام به همتون این داستان واقعی هست اما میدونم براتون غیر عادیه من تو دوران دبیرستان کوچیکترین و ریزه ترین فرد بودم بخاطر کونم قلمبم و سفیدی بدنم مورد توجه بودم من تو کلاس نشسته بودم که دونه دونه بوه ها خودشونو معرفی کردن و رسید به علیرضا با یک نگاه دلم رفت اروم اروم …

میدونم که باید کونی باشم ادامه »

حسن و حسین

سلام حسین هستم این قسمتی از زندگیه منه واقعیتی که ممکنه در زندگی خیلیا اتفاق بیفته. از همون سال اول یا دوم ابتدایی پسر همسایمون که از من بزرگتر بود هر وقت میرفتم خونشون به بهانه های مختلف منو می‌برد تو انباریشون و کونمو مالش میداد و شلوارم رو در می‌آورد و یه تف اساسی …

حسن و حسین ادامه »